U???? free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
کاش امسال زودی تموم شه ، ازش خسته شدم ، برام تکراری شده ، اگه قرار بود اتفاق قشنگی تو زندگیم بیوفته تا حالا میوفتاد ، اگه قرار باشه زودتر از موعد در مورد امسال نتیجه گیری کنم میتونم بگم نهایت چیزی که برام داشت این بود که یکسال از عمرم رو گرفت و در کل هیچ خاصیت دیگه ای برام نداشت
به امید سال 89 ... سالی که شاید بهتر از امسال باشه
پ . ن : قال رکسانا : باید کرداری نیک گفتار نیک و از همه مهمتر اندیشه ای نیک داشت. ( اگه یه روز من زرتشتی شدم بدانید و آگاه باشید که همین رکسانا منو اغفال کرد )
پ . ن : قال admin : وقتی نمیتونی مسئله ای رو حل کنی ، اون مسئله رو پیچیده ش کن که دیگران هم نتونن حلش کنن
پ . ن : قال ویسپوران : اگه من هیچ چیزی از این زندگی رو یاد نگرفته باشم یه چیزی رو خوب یاد گرفتم ، اونم اینه که هیچی مثه درس قاتل روابط نیست ... ( گرچه یه قول قیلی هم هست که میگه من حتی در این مورد هم دارم اشتباه میکنم )
ملالی نیست جز غم دوری
چقدر زندگی میتونه سخت باشه وقتی اون چیزی رو که فکر میکنی نمیشه و انتظارات برآورده نمیشه
امید چیزی بود که همیشه سعی میکردم در برابر مشکلات داشته باشم ... ولی امان از وقتی که امید آدما نامید میشه
پ . ن : نفسم بالا نمی آید ... انگار هوا کم ست برای ریه های من .
پ . ن : چند وقتی نیستم ...
زندگی اونقدرام طولانی نیست که بشه هر کاری کرد ، ولی میشه خوشگذروند به شرطی که راهش رو بلد باشیم و امکاناتش رو داشته باشیم ، درسته که من اونقدری که باید ، امکانات ندارم ولی با همین امکانات کم هم سعی میکنم حداکثر استفاده رو بکنم ، به نظرم اگه نتونم با امکانات کم تفریح و تنوع نداشته باشم با امکانات زیاد هم نمیتونم تنوع رو ایجاد کنم
===========================
یه وقتایی دلم حال و هوای گذشته رو میخواد ، همون اوایلی که وبلاگ نویسی رو شروع کردم ، ولی .. دیگه هیچی مثه گذشته نیست ، همه چی عوض شده ، هیچی دیگه از گذشته باقی نمونده ... یه وقتایی فکر میکردم که هر چی دارم از گذشته دارم ، ولی گذشته ای که نتونه آرومم به چه دردی میخوره ؟ اصن دلم آینده رو میخواد ، حداقلش اینه که یه درصد میتونم این احتمال رو بدونم که اوضا همونطوری میشه که من انتظار دارم
ای خدا دلت میاد حالمو بگیری ؟ گرچه تو ... علی کل شی قدیر ... Help Me
پ . ن : ملالی نیست جز دوری تو ...
قبل از اینکه گواهینامه ی رانندگیمو بگیرم ، فکر میکردم که چه مشکلی بزرگتر از این میتونم داشته باشم ، خیلی فکر و ذکرم رو مشغول کرده بود، با توجه به اینکه بار اول هم به طرز فیجعی رد شده بودم ... وقتی قبول شدم ، دیدم که همچین آش دهن سوزی هم نیست ، برام مهم نبود که گواهی نامه گرفتم ، منم مثه میلیون ها نفری که تو ایران گواهی نامه گرفتن!
متاسفانه من که از چیزایی که میترسم یه معظل بزرگ درست میکنم و تا ترسم برطرف نشه ، فکرم و ذهن و جسمم رو درگیر میکنم
و این میشه که برای حل مشکل بهایی بیشتر از اون چیزی که حقشه پرداخت میکنم ، و چه کسی میدونه برای حل مسائل جنبی چقدر باید هزینه پرداخت کرد ؟
====================================
پ . ن : بعضی آدما ذاتن کدخدا به دنیا میان ، کدخدا زندگی میکنن ، کدخدا هم از این دنیا میرن ، بعضی ها هم رعیت به دنیا میان و از اونجایی که ذات آدمی جماعت هیچ وقت عوض نمیشه ، تا آخر عمرشون همون کسی هستن که با به دنیا اومدنشون تعیین شده ... کاش این قدرت رو برای تعویض ذات داشتیم !
پ . ن : چقدر دلم میسوزه برای رکسانا ( دختر سوئدی ای که چند ساله میشناسمش ) اون لحظه هایی که از دینش ( زرتشت ) صحبت میکنه و دوست داره که منم دینم رو عوض کنم و زرتشت بشم ، یه وقتایی دلم میگیره ... حیفه همچین کسی که جهنم بره ... واقعن نمیدونم چه دعایی در حقش کنم که موثر باشه ( کاش دعای مسلمون در حق کافر موثر بود )
پ . ن : گاهی اوقات از صبر کردن به عنوان تنها راه حل تمام مشکلات نام می برند ، آیا صبر حل کننده ی تمام مشکلات است ؟ ( البته این رو هم عنوان میکنن که ما من عام الا و قد خص )
پ . ن : دلم میخوام با دوستام چت کنم ، ولی نه حسش هست نه وقتش
پ . ن : من تا حالا زمستون بدون برف ندیده بودم که اونم الحمدلله و المنه دیدم ، خدای را بسی شکر که هر سال متنوع تر از پارسال ما را سوپرایز میکند
پ . ن : بازم منتظرم ... منتظر معجزه ای که شاید هیچ وقت به وجود نیاد ، ولی امیدش تو وجودم پر میزنه و نوید روزهای قشنگ رو میده ، روزهایی که حتی تو رویا هم تجربه ش رو نداشتم
به امید روزهای بهتر
حــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــذف شد
=============================
پ . ن : هیچ وقت کار و درس و مسائل جانبی باعث نشد که از یاد دوستام غافل بشم ، یادم نمیره روزی که یه امتحان مهم داشتم ولی یه ساعت قبلش داشتم برای کسی کامنت میزاشتم که از یک ماه قبل کامپیوتر و نت رو طلاق داده بود بلکه بتونه توی امتحاناتش موفق بشه
جالب اینجا بود که من نمره م ( با کمک الهامات غیبی ) بیشتر از اون شد ، همیشه بهم تشر میزد که چرا بچه ها همیشه باید به من جواب برسونن و من بدون تلاش نمره ی خوبی بگیرم ، آخرشم زهرش کثیفشو بهم زد و باعث شد من اون امتحان رو دوباره بدم و البته این بار رد شدم ... ( از کجا به کجا رسیدم :دی )
پ . ن : اگه عاقل بودن به اینه که وقتی به مشکلی بر میخوری به جای حل کردن اون مشکل مثه یه الاغ بخندی ، من ترجیح میدم از داشتن عقل محروم باشم
پ . ن : یه دوستی میگفت ، اگه شونه ای واسه گریه کردن نداشته باشی سنگ دل میشی ... فتامل !
پ . ن : آدما فقط توی رویا به هم میرسن
پ . ن : ترجیح میدم بودنها رو به یاد بیارم به جای نبودن ها ولی انگار نبودن ها فراموش شدنی نیستن
قال تولستوی : میان آدمیان چیزی نیست جز دیوار هایی که خود ساخته اند
به امید روزهای بهتر
گاهی اوقات سر درد و حالت تهوع و سرگیجه نمیتونه علائم بیماری باشه ، همه ی این نشانه ها اکثر اوقات نشانه ی طرز تفکر ماست ... تا حالا به این فکر کردید که چرا اکثر اوقات این جوونا هستن که سر درد دارن ؟
و دقیقن وقتی سرشون درد میگیره که حرفی بر خلاف میلشون میشنون !
========================
بعضی آدما فقط در حد حرفن ، هیچی دیگه تو اون ذاتشون نیست ، وقتی پای عمل که میرسه هزار و یک جور دلیل و بهونه های مرخرفی میاره که گاهی اوقات با خودم فکر میکنم که چرا یکی تا این حد منو احمق فرض میکنه ؟
همیشه به این اعتقاد داشتم که یه مرد سرش بره حرفش نمیره ، البته تو این دنیا مردی رو به معنای واقعی مرد نمیشناسم ... بگردین دنبال پرتقال فروش
========================
مهدی جان ( هانی جونم ) ، چقدر این دنیا میتونه کوچیک باشه ، دیروز وقتی که به خاطر اضافه حقوق در حال دستمال کشی بودی ، متوجه شدم که ذات تو یکی هیچ وقت عوض نمیشه
یادته سوم راهنمایی برا ی و نیم نمره ی علوم از آقای حاج حسینی داشتی خودت رو ج... میدادی ، روزی که من اون درس رو افتادم چون نمیخواستم جلو استادم سر خم کنم و داشتم به این فکر میکردم که یک انسان چقدر میتونه دستمال کش خوبی باشی ، حالا هم به خاطر اضافه حقوق ...
دنیا برای تو فقط و فقط تکراره ، خیلی دوست داشتم بهت بگم که گاهی اوقات غرور هم چیز خوبیه ، البته تو این دوره زمونه هر چقدر که بیشتر خم شی بیشتر حقوق میگیری ، واسه همین ، دیگه بهت نگفتم بلکه با بیشتر شدن حقوقت خوشحال شی
تبریک میگم ارتقا درجه ت رو و امیدوارم که موفق باشی
این روزها بیشتر از هر وقتی دلم شور میزنه ، نمیدونم چرا ولی دلواپسم ، نگران آینده ای هستم که نمیدونم چی میشه ، اون آرامشی رو که باید تو زندگیم داشته باشم ندارم
دلم یه اتفاق خوب میخواد ...
=================
الحمدلله مشکلاتی رو که الان دارم یه دهم مشکلات سال گذشته نیست، ولی صبرو طاقتم نسبت به قبل تحلیل رفته و این نمیتونه نشونه ی خوبی برای من باشه ، دیگه مثه سابق قدرت و توان و شور و هیجانی رو که باید داشته باشم ندارم ، نمیدونم ، شاید احساس پیری میکنم !
به قدری زود رنج شدم که خودمم باورم نمیشه به خاطر یه حرف کوچیک از کوره در برم ... به قدری صبرم کم شده که گاهی اوقات ثانیه ها برام اندازه ی ساعت میگذره
آدما عوض میشن ، تغییر میکنن ،برای بهتر شدن و رسیدن به کمال دست به هر کاری میزنن ، ولی با گذشت زمان انتظار بهتر شدن اوصاف وجودی م رو داشتم که متاسفانه اینطور نشد ، شاید حکمتی توش باشه
به امید روزهای بهتر
بتاز اسب خودت را ولی مراقب باش

که شرط ِ بردن بازی سلامت شاه است
===============================
پ . ن : یه وبلاگ دارم به اسم وبلاگ داغ که یه خورده مظلوم واقع شده ، بد نیست که یه سرکی هم بش بزنید و مثه همیشه سر افرازمون کنید
پ . ن : دلم تفریح میخواد ولی به نظرم تفریح تو شهر قم یه چیزی در حد جوکه
پ . ن : خدا با آوردن یه بلاهایی سرم ، بهم گفتش که : " ببین هانی جونم ، تو هیچی نیستی " ... به هر حال از همینجا از خدا تشکر میکنم
پ . ن : یه وقتایی اینقدر سوءتفاهما زیاد میشه که دیگه فرصتی برای حلشون نمی مونه ، حالا بازم سکوت کن ، از من گفتن بود و از تو نشنیدن
پ . ن : یه نفر برام کامنت گذاشته بود تولدت مبارک !!!! فک کنم یه بیست و اندی روز از زندگی عقبی عزیزم
پ . ن : یکی از دوستام از صمیم قلب برام دعا کرده که هر چی زودتر عروس خانوم با اسب سپید بیاد سراغم ( دنیارو ، برعکس شده! ) و با هم دیگه بریم ماه عسل و خلاصه کلی بهمون خوش بگذره ، 2 تایی بریم و 3 تایی هم برگردیم ، شدیدن نیازمند آمین های شما هستم ، بفرست اون آمین قشنگه رو :دی
به امید روزهای بهتر
هر چقدر هم که خودت رو پشت نقاب قایم کنی و افکار و عقایدت رو ازم مخفی کنی ، بازم نمیتونی خودت رو اونطوری که خودت دوست داری جا بزنی ... میدونی عزیزم ، ذات آدما هیچ وقت عوض نمیشه ، پس سعی کن که دیگه واسه من نقش بازی نکنی ... درسته که یه سری چیزا دست ما نیست ، ولی یه سری چیزا دست ماست ، پس سعی کن از داشته هات استفاده کنی و به جای اینکه حق انتخاب رو به یکی دیگه بدی ، خودت آینده ی خودت رو رقم بزنی ، گذشته ت رو هم بریز تو آشغال دونیه تاریخ ، دیگه نیازی بهش نداری
" بعضی ادما رو باید پرستید "
=====================
حدود یه هفته ای میشه که لپ تاپ البرز رو گرفتم و هنوز بش پسش ندادم ، خداییشم خیلی حال میده یکی با دو تا لپ تاپ کار کنه ، یه وقتایی هم که خودش میخواد با لپ تاپش کار کنه ، میاد پیشم و بهم میگه : " هانی اجازه هست از لپ تاپم استفاده کنم ؟ " منم از اونجایی که خیلی دل رحم هستم ، برای چن دیقه لپ خودش رو بهش میدم که یه وقت پسرم عقده ای بار نیاد ! ، بعد از چند مین میگم که سریعتری کارت رو تموم کن که خیلی کار دارم :دی
احتمالن دچار خلط رابطه ها شدم ، کسی میتونه فرق رابطه ی دوستی با رابطه ی کاری رو بهم بگه ؟ البته رابطه ها تو این دوره زمونه نمیتونه همون معانی ای رو که براش وضع شده داشته باشن
دقیقن مثه کاراکتر " ! " هستش که دیگه منی خاصی نداره جز زیبایی آخر هر کلمه ، فتامل !
میدونی مهدی جان وقتی در مورد یه رابطه ی کاری با همکار خانم صحبت میکنی نمیدونم چرا بی اختیار خنده م میگیره ، منو ببخش که در تمام این مدت چند ساله نتونستم درک درستی از ذاتت داشته باشم ، شاید به همین خاطره که توی contacts موبایلم اسمت رو " پیامبر " گذاشتم . و البته با وجود تو به من معجزه هم ایمان اوردم
دیروز اومده بود پیشم و میخواست یه جوری سر حرف رو باز کنه ، گفتش که : هانی تو احساس خوشبختی میکنی ؟ گفتم که تو این دنیا فقط یه آدم احمق میتونه احساس خوشبختی کنه ... زبونش بند اومده بود ، نمیدونست چی باید بهم بگه ... از اینکه زدم تو ذوقش خودمم یه خورده ناراحت شدم ... عب نداره ، بعدن خراب میشم روش از دلش در میارم
=====================
هر کسی برای خودش اعتقادات خاصی داره و حداقل واسه خودش اعتقاداتش محترمه ، پس به جای اینکه مثه سگ بهش بپری و هم خودت رو حرص بدی هم طرف مقابلت رو ، سعی کن یه خورده منطقی باشی و تحمل جماعت مخالف رو هم داشته باشی
=====================
گاهی وقتا لازمه که طعم درد رو بچشیم ، اینطوری قدر لحظات بی درد رو بیشتر میدونیم ، به نظرم این " درد " هست که به سلامت معنا میده
=====================
پس کی میخوایی یاد بگیری که اول آدرس ایمیل www نمیزارن ؟ حتمن باید اون کلمه ی بیشعور رو به کار ببرم تا یاد بگیری ؟
=====================
یکی برام کامنت گذاشته بود که : به امید روزی که وبلاگ نویسا کمتر غلط املایی بنویسن ...
یه وقتایی هم از انتقاداتت خوشم میاد هانی جان ، به امید روزی که بتونی تربیت خانوادگیت رو کمتر به رخم بکشی که بتونم با خیال راحت این تاییدیه لعنتی رو برش دارم ، البته میدونم سخته ولی سعی کن یه کاریش بکنی ، خب ؟
پ . ن : هانی = عزیزم ، سویی هارت (sweet heart) ، لاو و محبوب و معشوق و ...